WanTeD...!!!

یکی بود یکی نبود...اول فکر میکردم من بودم دیگری نبود
بعدا فهمیدم همه بودن من نبودم...میگفت فقط تویی‌
باور کرده بودم فقط منم...اما اصلا من نبودم

رفتار میکرد...مثل یک کلاس اولی...مثل کسی که برای بار اول سر کلاس رابطه میشینه

خوب نقششو بازی میکرد...خوب قایم میکرد...نقشش قایم کردن بود که داخلش همیشه نمره 20 میگرفت

میگفت تا حالا با کسی نخوابیده...تا حالا کسی لمسش نکرده...راست میگفت ولی خوب بلد بود...خیلی خوب بلد بود چی کار کنه

میگفت تا حالا با کسی حتی دوست نبوده...راست میگفت...فقط نمیدونم چرا همه اطرافیانم باهاش دوست بودم.

تو بازی شهامت و صداقت یه پسره که بار اول دیده بودش پرسید تا حالا با کسی خوابیدی؟گفت به خدا با هیچ کس نخوابیدم...راست میگفت...ولی نمیدونم چرا تا صبح با همون پسره خوابید و باکره هم نبوده.

مادرش فوت کرده 10 سال پیش...به روح مادرش قسم میخوره که با هیچ کس تا حالا نبوده...

میگه دوست دارم شوهرم تا حالا دوست دختر نداشته باشه و نماز خون باشه و دیندار...کاری ندارما ولی موقعی که با من دوست بود یه پسره سوارش کرد بردش خونشون یه شهر دیگه شب پیشش بود ، تازه پسره عاشقشم شد.

کاری ندارما...میگه دیگه نمیخوام با کسی باشم...راست میگه ولی هر شب ساعت 1 تا 2 پشت خطی داره..

دکتر بهش گفته ارتجاعی هستی و کلی هم تنگ...راست میگه ولی نمیدونم چرا احساس میکنم یه پسره اینو بهش گفته فقط برا تعریف...!!!

تو چشام نگاه میکنه میگه وفاداره...راست میگه ولی نمیدونم چرا با هم خونه ایم هم دوسته و قربون صدقش میره...

در کل خواستم بگم این جونورارو چه دختر چه پسر از سر راه من بردارین...

پ.ن: یه خواستگار سمج داره...دانشجو پزشکی دانشگاه شیراز که 4 ساله میخواتش و ول کنم نیست...دست به دست کنید بهش بگین خودشو بدبخت نکنه...
به خدا گناه داره پسره...نمیدونه با چه جونوری طرفه...اسمش محمده...

دست به دست کنید نجاتش بدین چون مهر جونوریه این دخترو همه روش زدن و بحث از شایعه گذشته:|

/ 2 نظر / 12 بازدید
بهناز

بیچاره خواستگاره. حالا تو از کجا می شناسیش؟